ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1203

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مثانى [ 1 ] كه پوست‌هاى آنان كه از پروردگارشان ميترسند از آن ميلرزد [ 2 ] و فرمود : بتحقيق آيات را تفصيل داديم [ 3 ] . و آخر آيات را در قرآن فواصل مينامند ، زيرا سجع نيستند و آنچه را در سجع ملتزم مىشوند در آنها لازم گرفته نشده است و قافيه نيز نيستند ، بلكه بسبب آنچه ياد كرديم بر كليهء آيات قرآن عموما مثانى اطلاق شده و بعنوان غلبه به ام القرآن [ 4 ] اختصاص يافته است مانند نجم كه بطور غلبه بر ثريا اطلاق مىشود و به همين سبب آن را سبع المثانى [ 5 ] ناميده‌اند . و اين گفتار ما را با گفته‌هاى مفسران در وجه ناميدن آنها به مثانى مقابله كن آن وقت حقيقت گواهى خواهد داد كه گفتار ما ترجيح دارد . و بايد دانست كه براى هر يك از اين فنون اسلوبهائى است كه در نزد اهل آنها به همان فن اختصاص دارد و براى فن ديگر شايسته نيست و در آن به كار نميرود مانند غزل « نسيب » كه مختص بشعر است و سپاس و دعا كه به خطبه‌ها اختصاص دارد و دعائى كه مخصوص مخاطبات است و مانند اينها . و متأخران شيوه‌ها و مقتضيات شعرى را در نثر به كار مىبرند از قبيل : سجع بسيار و التزام قافيه . و مقدم - داشتن غزل « نسيب » در آغاز مقاصد . و بنابر اين چنين نثرى اگر نيك در آن بينديشم از باب شعر و فن آن است كه بجز وزن هيچ تفاوتى ميان آن و شعر نيست و نويسندگان متأخر به اين شيوه همچنان ادامه ميدهند و آن را در نامه‌هاى سلطانى ( دولتى - رسمى ) به كار مىبرند و استعمال نثر را منحصر به همين فن كرده و آن را

--> [ 1 - ) ] مثانى : آيات قرآن ( اقرب الموارد ) . ترانه و دو بيتى مثانى قرآن است لاقتران آية الرحمه بآية العذاب يا آنچه از قرآن مكرر است يا سورهء فاتحه يا سورهء بقره يا براءة يا هر سوره‌اى كه كم از سوره‌هاى طوال و متين و زايد از سوره‌هاى مفصل باشد . ( رجوع به منتهى الارب شود ) . [ 2 - ) ] الله نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ 39 : 23 . س 39 ( الزمر ) . آ : 23 . [ 3 - ) ] قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ 6 : 97 . س : 6 ( الانعام ) آ : 97 و 98 [ 4 - ) ] ام القرآن : سورهء فاتحه . يا آيات محكمات از آيات احكام . ( منتهى الارب ) . [ 5 - ) ] سبع المثانى : سورهء فاتحه . بدان - جهت كه هفت آيه است يا هفت سورهء طوال از « بقره » تا « توبه » . ( از منتهى الارب ) .